بازدیشب...
نوشته شده توسط : تنها

باز ديشب دوباره از كوچه تنگ وتاريك خاطرها قدم زدم

دوباره ياد ت اومد تو ذهنم وپيش خدا از تو دم زدم

دوباره يادم اومد اون لحظه هاي بي كسيم با تو بودن

زير بارون ترانه اي از عشق تو سرودن

گمونم قلب تو درياست هنوزم به يادم هستي

ميدونم تو هم غريبي حالا هر كجا كه هستي

تواگه صدامو ميشنوي بدون دلم تنگه برات

بگو تو هم هرشب به ياد من باروني ميشه گونه هات

بگو هنوزم دل تو طاقت دوري نداره

بدون هنوز شاخه هاي گل تو رو به ياد من ميياره

ديگه حتي قاصدك هم قصد هيچ راهي رو نداره

ديگه هيچكس نيست منو بفهمه سر رو شونه ام بذاره

چه غريبونه نشستم چشم به راهت تك وتنها

چه كنم وقتي كه تو نيستي منم ودنياي حرفام

هنوزم شاخه هاي گل تو رو ياد من ميياره

بغض وجودمو ميگيره اشگام رو برگاش ميباره

هنوزم شاخه هاي گل تو رو ياد من ميياره

اشگاي چشام قطره قطره واسه تو روي گونه هام ميبا ره





:: بازدید از این مطلب : 266
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 24 مهر 1389 | نظرات ()
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/weblog/file/img/m.jpg
حسن در تاریخ : 1389/7/24/6 - - گفته است :
ســــــــــــــــلام.. خوبی...


صدایت میکنم


گرچه دوری از صمــــیم قلب دعایـت میکـنم


چیز با ارزشی ندارم جز دلم
این دلم را خاک پایت میکنم

ندارد نازنــین


گر بخواهی جان خود را من فدایت میکنم

هیچ زمان از من نخواه ترکت کنم


چون فقط پیش خداست که شکایتت میکنم


راستی بدو بیا که به روز کردم... تو وبلاگ جدیدم منتظر حضور سبزت هستم..


بله برون آبجی گلی هست... اما شیرینی به شرط رقص میدیم..


پس زودی بیا که منتظرتم..


بهاری باش...



نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: